سال نو مبارک

۲۹ اسفند را نیت کرده بودم شهرداری نروم.
نشد.
تا ساعت ۲ نیمه شب پیگیر آثار حجمی هنری میادین و همچنین مبحث مربوط به راهنمایی واسکان زائرین بودم
صبح عید همه جمع شدیم خانه حاج مامان.
در فقدان دایی دکتر لحظه سال نو به کسی نچسبید.
حداقل اش این که هر سال عادت کرده بودیم که با لحن قرائت قرآن [...]