نوشته شده در جولای 13, 2008 به وسیلهی مهدی برادران
۲۹ اسفند را نیت کرده بودم شهرداری نروم.
نشد.
تا ساعت ۲ نیمه شب پیگیر آثار حجمی هنری میادین و همچنین مبحث مربوط به راهنمایی واسکان زائرین بودم
صبح عید همه جمع شدیم خانه حاج مامان.
در فقدان دایی دکتر لحظه سال نو به کسی نچسبید.
حداقل اش این که هر سال عادت کرده بودیم که با لحن قرائت قرآن [...]
دستهبندی شده در: شخصی | برچسبها: سال 1386نوآوری و شکوفایی،شهردار | بیان دیدگاه »
نوشته شده در جولای 13, 2008 به وسیلهی مهدی برادران
قریب بر یک قرن از اولین بهار زندگی اش میگذرد.
و به همت مادر توفیق همسایگی ایشان را کسب نموده ایم.
مادر مادرمان را من و سایر نوه ها حاج مامان مینامیم.
در این روزها شاید بیش از صد بار این جمله را خطاب به من تکرار کرد.
یک مقدارش را به حساب سن و سالشان بنوسید.
امشب نیز چندین [...]
دستهبندی شده در: شخصی | برچسبها: حاج مامان، چهارشنبه سوری | بیان دیدگاه »